کوه برای انسان همیشه فراتر از یک منظره بوده است.
جاییست که زمین میل برخاستن دارد و انسان میل دارد از سطحِ تکرار فاصله بگیرد و در بلندی، نسبت تازهای با جهان پیدا کند.
در این مجموعه، کوه تنها یک شکل یا جغرافیا نیست؛
حضورِیست که هر هنرمند از زاویهای دیگر با آن روبهرو شده است.
گاه کوه به شکل پناه و مأمن ظاهر میشود،
گاه در پیوندی مادرانه با طبیعت،
گاه در سکوت شب، در حرکت آرام حیوانی در دل کوهستان،
و گاه در پرسشی ساده اما عمیق:
انسان در برابر کوه چه نسبتی دارد؟
دوازده اثر این مجموعه، دوازده مواجهه با یک چشمانداز مشترکاند.
در برخی، کوه خاطرهایست که چیزی از آن در جانِ انسان جا مانده؛
در برخی دیگر، کوه مکانیست برای ایستادن، برای دیدن، یا برای پرسیدن.
آنچه این نگاههای متفاوت را به هم پیوند میدهد، نه تصویر یکسان کوه، بلکه تجربهای مشترک از مواجهه با چیزی بزرگتر از ماست؛
چیزی که همزمان ما را کوچک میکند و به تأمل وا میدارد.
«همکوه» تلاشیست برای کنار هم قرار گرفتن این نگاهها؛
دوازده روایت از سکوت، پایداری، پرسش و خیال.
روایتهایی که نشان میدهند کوه تنها در دوردستِ طبیعت نیست،
بلکه در درون هر نگاه، هر خاطره و هر جستوجو نیز حضور دارد.