"نیست در جهان" درنگهای عمیق و یکتایی است که در چشم بر هم زدنی شاید نباشند، چون همین لحظه، آنی که میگوید همه آنچه را پیش ازین تجربه کردهای به کناری بگذار و سرا پا چشم باش و حضور و به تماشا بنشین، توقفی که تو را به کشف و شهودی نو دعوت میکند، آن لحظه میشود آغازی برای تو و آغازِ نیست در جهانی که میخواهد هست شود، هستیای دلپذیر و گشوده...
نام بعضی لحظات را نیست در جهان میگذارم، لحظهای که همه باورها و پیش فرضهایم را معلق میکنم، همانها که مرزها را برایم محدود میکنند، همانها که گشودگی را از قاب پنجره
میدزدند، لحظهای سبک از هر قضاوت و برداشت، همان آن که غرقهام میکند، دستانش را باز میکند تا هستی یگانهی لحظهای را در آغوشش تجربه کنم؛ و مهیای خلق روایتی از "نیست در جهان" بشوم.
شما در حال تماشای بخشی از "نیست در جهان" در قالب تصویرهای تماشا شده از زاویه دید یک راوی هستید که در قالب کارت پستال در آمده، لحظاتی که در کنار دیگر دقایق و ساعتها روایتی از تجربه کودک و بازیِ طبیعت را خلق میکنند تا دریچهای باشند برای تامل و تعمق در دوران کودکی انسان.
در کانال تلگرام واژیک به روایتها دسترسی خواهید داشت.
@Vazhik_mehin